چشمهایش پیامبر فردایند
از فروردین آمده بود دستهایش محمل زیباییها بودند او زیبا بود زیباتر از رویا از جنس بلورچشمهایش آتشگاه عصیان بودند و حرفهایش ضرباهنگ امید.صدایش سمفونی آرامش بود و نگاهش نقاشی افسون. راه رفتنش رقص اسطوره ها بود او در ردیف اله های بزرگ تاریخ قرار داشت.او تفسیر زیبای زندگی بود و مفهوم عمیق عاطفه. او همچون مادرم مهربان بود کلکسیون همه ی زیبایی ها و پاکی ها او زیباتر از مسیح بود،پاکتر از مریم و شیواتر از عشق.
دو سال با او بودم (نه) دو سال با رویاها بودم دو سال با اسطوره ها بودم.
ادامه مطلب
