تبليغاتX
OUT OF PLACE : خارج از مکان
Türkc? | صفحه اصلي | فهرست مطالب | فيد |

------------------------------------------------------------------------------------------------- یکشنبه 31 شهریور1387

Black list

انسانهایی که فرق توالت و آشپزخانه و اتاق خواب و خیابان را نمی فهمند،
بهتر است توی طویله در کنار حیوانات زندگی کنند.


تنها کسانی به Black list من می روند که به هیچ اصلی پایبند نباشند. افراد هرهری و مضر که دم به دم کثافت استفراغ می کنند در Black list من جای می گیرند. من با همه نوع آدم از سوسیالست مارکسیست گرفته تا بنیادگرای اسلامی تا لیبرال کاپیتالیست آماده ام فالوده بخورم و کار کنم اما هیچ اضطراب و ابایی ندارم که موجودی بی خاصیت و انگل را از زندگی خود دور کنم حتی اگر رفیق و برادرم باشد.


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- شنبه 30 شهریور1387

پازل های سیاسی

هر کسی که نباید باشد حذف می شود در پروژه حذف افکار عمومی جایگاهی ندارند.


این دو تتیر تابناک این پازل را به بهترین نحو نشان می دهد و از همه مهمتر نشانگر نوعی اختلاف نظر در عقیده و عمل است. دو تیتر متفاوت از دو مرد درجه اول نظام در کنار هم آنچه ناگفتنی است بیان می کند.


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- جمعه 29 شهریور1387

این خانواه بی خانمان!

چگونه می توانید افطاری های آنچنانی در سوهانک و مینی سیتی و ... برگزار کنید،
در حالیکه میلیون ها خانواده ایرانی در نهایت فقر به سر می برند؟ آیا خدای محمد چنین گفته است؟

 اگر کارگزاران نظام بیش از این به فکر معیشت مردم نباشند و دست از ادامه جنگ خانمان سوز خود با جهان برندارند، خیابان های تهران بی شباهت به خیابان های بمبئی نخواهد شد. اگر پولهای بی زبان نفت به منوال پیشین به اتم، اسلحه و سجاده خرج شود مردم راه خیابان و  گورستان را در پیش خواهند گرفت.


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- پنجشنبه 28 شهریور1387

عبور از جهنم؛ کروبی یا قالیباف

احمد: دو قطبی اصلاح طلبان و اصولگریان با مرگ اصلاحات بی معنی شده است!
دو قطبی جدیدی در حال شکل گیری است.
ابوذر: ‫کدام دو قطبی؟ دو قطبی احمدی نژاد و قالیباف؟ خنده دار است.
اینها هر صبح و عصر با هم فالوده می خورند.

گفته بودم دیشب با دوست عزیزم احمد ابولفتحی پیرامون انتخابات ریاست جمهوری، بر سر قالیباف و کروبی در گوگل، چت کردیم. بحث داغ بود و بی سرانجام. نه او توانست مرا از موافقت من با انتخاب کروبی منصرف کند و به سمت قالیباف بکشاند و نه من توانستم آن فعال چندین ساله اصلاح طلب را قانع کنم که دست ازحمایت قالیباف بردارد.


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- چهارشنبه 27 شهریور1387

تحزب و جنبش دانشجویی

جنبش دانشجویی بعد از سالها فعالیت جانانه از احزاب طلبکار است. طلبکار قدرت، هویت و حیثیت برباد رفته! آیا این طلب حق جنبش است؟ آیا جنبش در قبال خدمتی که به انقلاب، جنگ، سازندگی و بخصوص اصلاحات کرده است حق گلایه دارد؟ چگونه این "حق" ها را بازگیرد؟


چند هفته پیش برای انتشار یک ویژه نامه تخصصی پیرامون تحزب، تلاش بی سرانجامی انجام دادم! مطالعه چند کتاب و مقاله، گردآوری چند مقاله خوب و انجام چند مصاحبه حاصل این تلاش بود که به دلایلی(!) نشد که منتشر کنیم.  قرار بود یکی از این مصاحبه ها را با یکی از فعالان جنبش دانشجویی تحت عنوان " تحزب و جنبش دانشجویی" انجام دهم. به دلیل مسافرت و گرفتاری این فعال سیاسی، مصاحبه حضوری به مصاحبه مکتوب موکول شد و در نهایت به رغم همه پیگیری های بنده، این بزرگوار به هر دلیلی از پاسخ به پرسشها استنکاف کرد. 
سوالات به صورت چالشی تنطیم شده و سعی شده نکته نظرات پرسشگر در درون پرسش بیاید. متن سوالات را عینا اینجا می گذارم. امیدوارم دوستان اگر حوصله داشته باشند به برخی از این سوالات پاسخ بگویند.


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- سه شنبه 26 شهریور1387

شکوفه های پژمرده

به کودک آذربایجانی اجازه نمی دهیم با زبان و فرهنگ  خود سر کلاس برود
از همان دم در مدسه او را لخت می کنیم
و لباس تنگ و گشاد دیگری را بر تن رنگ پریده او می پوشانیم.


اما این فاجعه سالهاست در ایران امروز تکرار می شود دیروز برای من و پدران من امروز برای کودکان آذربایجان. این کودکان ترک زبان هفت سال تمام به نان گفته اند : "چورک". اکنون یک دفعه باید بگویند "آب" ، " نان "!


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- دوشنبه 25 شهریور1387

اصلاح طلبان برای مدافعین خود تره هم خرد نمی کنند

 آیا اصلاح طلبان جز باد در غبغبه انداختن و ادای فاتحان تاریخ را درآوردن کار دیگری کردند؟
آنان بر دوش مردم مظلومی که خواهان تغییر و برابری بود، ایستادند
و با یاران توتالیتار قدیم خود به فالوده خوردن نشستند!


دوم خردا را کسانی با هزینه های فراوان  آفریدند که اکنون زیر بار تورم، بیکاری و ناامیدی نابود می شوند. بیست ساله هایی که در خرداد ۷۶ تا پای جان بر اصلاحات مایه گذاشتند اکنون سی ساله هایی هستند که به معنی واقعی کلمه هیچ ندارند جز چند خاطره از قهرمان بازی های خود در برابر لشکر ناطق نوری و الله کرم و جز مشتی نوشتار در نشریات دانشجویی و یک پرونده کلفت رنگین در دست که حتی در موسسات خصوصی هم جایی ندارند.


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- یکشنبه 24 شهریور1387

دیگر کسی در این شهر روزنامه نمی خواند

روزنامه تلاشی است برای تجلی حقیقتی از واقعیتی
اما اس ام اس پراکندن شایعه ها است از شایعه ها!
ملتی که نمی خواهد تحلیل و تفسیر بخواند بناچار اطلاعات خود را از شایعه ها می گیرد.

واقعیت این است که جایگاه روزنامه در ایران امروز تحت تاثیر فضای سیاسی و نه به دلیل ظهور سایبر به شدت تنزل پیدا کرده است. تیراژ یک میلیونی تمام روزنامه ها برازنده میلیونها ایرانی نیست. باید به بهنود گفت: بهنود عزیز! دیگر در این کشور روزنامه حکومت نمی کند. حاکم بلامنازع عرصه عمومی نه روزنامه، رادیو و تلویزیون و نه حتی فضای سایبر، که جوک و اس ام اس است.


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- شنبه 23 شهریور1387

تصمیم کبرای این سه تن

روی دیگر سکه اما بسیار تراژیک و دردناک خواهد بود. هر نوع تصمیم شتابزده، غیر منطقی ، خودخواهانه، عوامفریبانه و تکروانه اینان،  ایران را به قهقهرا و نابودی خواهد برد.


عملکرد این سه سیاستمدار طراز اول جمهوری اسلامی را در دوران پیشااحمدی نژادی فراموش نکرده ایم. جنگ خانمانسوز ۶+۲ ساله، بحرانهای اقتصادی، تورم بالای ۵۰ درصد، اعدامهای ۶۷، قتلهای زنجیره ای، فاجعه ۱۸ تیر، تهدید روشنفکران، محدودیت روزنامه ها و احزاب، قرادادهای آنچنانی، ماجرای واترگیت و ... و هزاران ماجرای ریز و درشت در دوره هایی بر ایران تحمیل شده که اینان بر اریکه نشسته بودند.

 


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- جمعه 22 شهریور1387

فرزندان آذربایجان را آزاد کنید

اینان از طاقچه های تر و تمیز مذهبی و از سردابه های خنک بورژوازی بالا نیامده اند که اینک با بی مهری تمام روانه بازداشتگاه ها شوند. اینان از سطح آمده اند از دهات و شهرهای کوچک  آذربایجان!


تهمت ارتباط با خارج و خط گیری سیاسی بیش از دستگیری اینان دل آدمی را می آزارد. روشنفکران آذربایجان شاید معدود فعالانی ایرانی هستند که دستشان پاک است. آنان نه با تکیه به قدرت داخلی و نه با حمایت قدرتهای خارجی که با اتکا بر نبوغ و توانایی خود، به فعالیتها و مبارزات خود ادامه می دهند. نه دلارهای آمریکایی شمع افروز بزم اینان است و نه لوله های نفت بر خانه های اینان راه دارد. اینان نخبه اند کار می کنند و با دسترنج خود شمعی را روشن نگه می دارند که چپ و راست، خارج و داخل، غرب و شرق بر خاموشی آن وفاق دارند. 


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- پنجشنبه 21 شهریور1387

شیخ خیابان

خیابانی تنها شیخ خیابان نبود، او شیخ روزنامه، شیخ موسیقی، شیخ تئاتر، شیخ قانون و از همه مهمتر شیخ دموکراسی خواه بود. او ۹۰ سال پیش می گفت: حاکمیت دموکراسی باید در سراسر ایران جاری باشد.

روحانی شیک پوش آذربایجان، پیش از آنکه رهبر آزادیخاهان باشد، یک ژورنالیست است و پیش از آنکه مدیر روزنامه تجدد باشد بانی بزرگ برنامه های کنسرت و نمایش در تبریز است و بیش آن، یک مجتهد دین و یک سخنران مذهبی است و پیش از آن و بیش از همه، یک آزادیخواه تمام عیار است. 


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- چهارشنبه 20 شهریور1387

بهنودی دیگر

 این دو بهنود هر دو یک مهم را در ذهن آدمی ماندگار می کنند:
روزنامه خوب است، مهم است، نیاز است


فرزند بهنود در تازه ترین طرح بی نظیر خود، این بار به راستی روزنامه را بر قامت خانواده بهنود دوخته است. او با کپی روزنامه های سیاه و سفید بر تی شرتهای زنانه و مردانه، تاریخ انقلاب ایران را بر تن نسل آگلوساکسون نگاشته است. او در حقیقت نمایشگاه  آثار ۴۰ ساله پدر خود را برپا کرده است انمایشگاهی اما نه در گالری های شیک و بزرگ آمریکا و اروپا که بر  اندام دختران و پسران غرب نشین.


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- سه شنبه 19 شهریور1387

پدر! ما مستاصلیم... .

می خواستم آدرس خدا را از او بپرسم و فلسفه نماز را و چرایی روزه را و امکان معاد را

پدر طالقانی تنها آیت اللهی است که ارتباط گسترده ای با همه مبارزین قبل از انقلاب داشت. رابطه او با نهضتی ها و مجاهدین نه تنها یک رابطه مکانیکی که رابطه ای عمیقا ارگانیک و فکری بود. مجاهدین و نهضتی ها او را به راستی پدر خود می دانستند. طالقانی اندیشمندی بود که نیاز زمان خود را شناخت و  خلاء آرامش را در فضایی شکننده و انقلابی پر کرد. طالقانی پدر بود نه امام!


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- دوشنبه 18 شهریور1387

غروب نازنین جلال

چهل سال آزگار، افکار او در این کمیابی اندیشه و راستی، نشخوار می شود
اما هرگز از بین نمی رود او جاودانه است

جلال تنها روشنفکری است که کتابهایش همزمان در قفسه تجددخواهان و حجله روحانیون قرار گرفت. جلال از معدود روشنفکرانی است که در کنار کار حزبی و تشکیلاتی رساله های فلسفی نوشت و در عین حال به رمان پرداخت و از سفر نیر غافل نبود. جلال مرد تمام روزگار خود بود. او را نمی توان نستود. و البته نمی توان نقد نکرد.


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- یکشنبه 17 شهریور1387

پشت درهای بسته خانه هایشان ...

همه ساله اول مهر  که می شود در میان داوطلبان خندان و گریان،
افراد نگرانی هم هستند که پرونده درخشان تحصیلی در دست پشت درهای بسته دانشگاه می مانند. اینان در کنار رفوزه ها حق تحصیل ندارند نه اینکه تنبلی کرده باشند بلکه زیادی فعال بوده اند.


محرومبت فعالان سیاسی در ایران از حقوق اجنماعی، یکی از دلایل ناامیدی ایرانیان و فرار آنان از سیاست است. فعالیت سیاسی هزینه های سنگینی دارد محرومیت از تحصیل نازلنرین آنهاست. اندک افرادی که چنین هزیته هایی را پرداخت می کنند به یقین قهرمانند. شاید اگر چه گوارا هم در ایران معاصر بود پرداخت چنین هزینه هایی برایش دشوار می نمود.  


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- شنبه 16 شهریور1387

تبار دموکراسی خواهی در انجمن تهران

این طیف به وجود نیامد مگر با تلاش جانانه تک تک دانشجویان فعال نیمه اول دهه ۸۰
که قلب و دلشان برای آزادی و اخلاق می تپید
و اکنون هم اگر چه امضایشان پای هیج بیانیه ای نیست
اما با چشم بیدار صحنه را می پایند


خود می دانید که این طیف را تنها شما ۱۱ بزرگوار تشکیل ندادید و  بهتر می دانید که واژه والای دموکراسی در عدد محدود نمی شود و آن هم در عدد بسیار کوچک دوازده شورای نگهبان و عدد کوجک یازده اطلاعیه شما و عدد کوچکتر  نه (۹) شورای مرکزی انجمن تهران و بهتر می دانید که این اطلاعیه های ناصواب نه با اصول دموکراسی می خواند نه با اصول اخلاقی و نه با اصول اسلامی(با تعریفی که شما بدان قائل هستید.)


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- جمعه 15 شهریور1387

افطار با کمونیست

چگونه است که شاگرد مکتب بنیادگرای مصباح یزدی با خلف ایدوئولوژیک لنین، مارکس و انگلس بر سر سفره افطار می نشیند؟

حالا چگونه است که احمدی نژاد شاگرد مکتب بنیادگرای مصباح یزدی با کمونیست دو آتشه در خانه خدا  بر سر سفره افطار می نشیند، خدا می داند؟ رفتار پارادکسیکال دولت نهم با علامت سوال بزرگی روبروست. حضور منکر خدا و امام زمان در خانه خدا اصلا با اندیشه های ارتجاعی جور در نمی آید.


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- پنجشنبه 14 شهریور1387

معشوق شعرهای کهن

 یک چای تلخ با تو عزیزم غنیمت است


شادی همیشه سهم خودت، غم غنیمت است      من زیاد خواسـته ام کم غنیمت است
چشمان تو غنایم جنگی است بی گمان               با من کمی بجنگ که این هم غنیمت است


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- چهارشنبه 13 شهریور1387

این دو شهروند!

با مقایسه  این دو نشریه شاید یتوان به این مدعا رسید که داخل مرزهای ایران با همه مصیبتها و محدودیتهای بی شمار، باز هم بستر خوبی برای بالندگی ژورنالیستی است

هر چقدر "شهروند امروز"، امروزی تر و تحلیلی تر و پرخواننده تر است. "شهروند کانادا" دیروزی تر، سطحی تر و کم مخاطب تر است. با مقایسه  این دو نشریه شاید یتوان به این مدعا رسید که داخل مرزهای ایران با همه مصیبتها و محدودیتهای بی شمار، باز هم بستر خوبی برای بالندگی ژورنالیستی است. شاید اگر محمدقوچانی و هر کدام از گردانندگان شهروند امروز در برابر برخوردها و ایرادهای بنی اسرائیلی  حاکمیت، راه خروج را برمی گزیدند هرگز نمی توانستند تجربه انتشار " شهروند امروز " را بر تاریخ روزنامه نگاری ایران ثبت کنند حتی اگر در آزادترین و دموکرات ترین کشور دنیا هم قلم می زدند.


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- سه شنبه 12 شهریور1387

تحریف تاریخ، غارت خاک

 در طول سالهای وبا!
همواره سعی شده آذربایجان از غرب، کردنشین شود و از شرق، فارس نشین!
تیکان تپه و ساوجبلاغ و قوشاچای را کردنشین کرده اند و قزوین و زنجان و آستارا را فارس نشین!
این کار تفاوتی با نسل کشی ندارد و چه بسا جنایتکارانه تر است!

در نسل کشی انسانها می میرند اما فرهنگ و تاریخ و هویتشان می ماند و قطعا توسط نسلهای بعد زنده می شود. ولی در آپارتاید فرهنگی، انسانها می مانند اما زبان، هویت و فرهنگ آنها نابود می شود و دیگر هرگز به منصه ظهور نمی رسد.


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- دوشنبه 11 شهریور1387

زر مفت مشایی، این بار در سنندج

راستی مشایی به کجا وصل است؟
با تکیه بر چه قدرتی، غرب آذربایجان را به کردها می بخشد؟
و قلب میلیونها آذربایجانی را جریحه دار کند؟


واقعا خون اسرائیلیان یهودی رنگین تر از خون آدربایجانی های مسلمان است؟ چرا با این تحریف ظالمانه کسی مخالفت نمی کند؟ چرا خبرنگاران این دورغ را سوژه نمی کنند؟ چرا حداقل آذربایجانی ها اعتراض نمی کنند؟ آیا سرزمین برای ما اینقدر بی ارزش شده است؟


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- یکشنبه 10 شهریور1387

چرا احمدی نژاد را دوست ندارم؟

این بار نه رییس، این معاون است که بر روی رییس نفوذ دارد.
معاون نمی رود چون احمدی نژاد نمی تواند او را به خانه بفرستد.

توضیح اینکه این پست تنها نقدی است بر این مطلب خانم دکتر توحیدلو و نه هرگز توهین و تخریب رییس جمهور ایران عزیز!

سخن گفتن از معدلات پیچیده انرژی هسته ای و پرداختن به هولوکاست در دل روستاهای محروم و بی سواد، زبان ارتباط با اهالی فلان روستا از دور افتاده ترین شهرستانها و استانهای کشور نیست. مردم بیش از نان و انرژی هسته ای و پیش از معرفت درباره هلوکاست و تاریخ یهود به آگاهی نیاز دارند. اگر مردم به حقوق خود واقف باشند دیگر دلفینها آواز نمی خوانند. اتفاقا زبان مردم باید زبان دموکراسی، جامعه مدنی و یا حتی مردمسالاری دینی باشد که اگر باشد دیگر شعارهی سبک انرژی خواهی زمزمه نمی شود. با مردم باید به زبان خودشان سخن گفت نه به زبان محققان تاریخ و انبیای الهی.


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- شنبه 9 شهریور1387

نان در برابر محبت

اختيار همسر دائم بعدي،
منوط به اجازه دادگاه پس از احراز توانايي مالي مرد و تعهد اجراء عدالت بين همسران مي باشد

این لایحه محبت را در برابر نان قرار خواهد داد. همین الان کم نیستند پیرمردهای بی شعور پولداری که دختران کم سن و سال را در برابر پول به عقد خود درآورده اند و سوار بر اتومبیلهای گرانقیمت خود عشق و نیاز و احساس جوانان را به سخره گرفته اند! این لایحه هدیه ای است بر این پیرهای خرفت!


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- جمعه 8 شهریور1387

صبح می دمد

اگر تن دادن به بازی های ابلهانه تنها راه بقا در عرصه سیاست باشد من آن بقا را نمی خواهم
ترجیح می دهم شهروندی مظلوم، بی قدرت، ساده ، بی تاثیر و خنثی باشم
تا سیاست بازی که پی بی اخلاقی را به تن زده باشد

از عروسی می آیم! از عروسی این دو تن! با دلی پر از حرارت و احساس، وصل این دو دانشحوی فعال را صمیمانه تبریک می گویم! رضا و سحر یکی از معدود زوجهایی هستند که آزادیخواه ماندن و اخلاقی عمل کردن را گزیده اند آزادیخواه ماندن در فضایی اینچنین مسدود و اخلاقی ماندن در عرصه آشفته و کثیف سیاسی حقیقتا سخت است. فعالیتهای این دو تن در دانشگاه تهران هزاران آفرین دارد با همه اگر و اماهای احتمالی آن! به یقین این دو تن خوشبخت خواهند بود. برایشان آرزوی توفیق می کنم! می دانم که قسط یخچال و غم نان و کهنه بچه آنها را از سیاست و بهتر بگویم از آزادیخواهی دور نخواهد کرد.


ادامه مطلب

------------------------------------------------------------------------------------------------- پنجشنبه 7 شهریور1387

دیوار که فرو بریزد ...

از همان روزی که عده ای ابله سنگ برداشتند و دیوار بر بخشی از این خاک کشیدند، جنگها آغاز شد.
قدرت طلبی ها و سیاست بازی ها و سپس شورش ها و انقلاب ها هم آغاز شد!
و زندانها و سیاهچالها نیز گشوده شدند و هزاران تجربه تراژیک بنام بشر ثبت شد.

خلاصه کنم در این سالها دیوارها از کتابهای دانشگاه برایم خواندنی تر و گویا مفیدتر بودند. آنچه لابلای کتابهای آکادمیک و از دهان اساتید نمی شندیم بر دیوارها می یافتم. آنها بی پرده و بی واهمه با من گنگ خواب دیده سخن می گفتند سخن از آنچه بر جامعه و تاریخ ما می رود.


ادامه مطلب