دهه تصویب دروغ
دهه ۸۰ دهه سراب آرزوهاست
دهه بی همه چیزی، دهه هرهری مسلکی، دهه هر چه باداباد، دهه قدرت بدون دلیل
دهه "من دلم می خواد" است. دهه "من چون زور دارم هر کاری که دلم می خواهد می کنم"
دهه تصویب دروغ و حاشیه های قوی تر از متن و دهه تبصره های مهم تر از اصل است.
و این دهه دهها سال ادامه خواهد داشت.
ادامه مطلب
به مناسبت مقابله وبلاگستان با "فقر" ؛ باز انتشار مقاله "تار و پود؛ عبادت پشت دار قالی"
تقدیم به چشمهایم که در لابلای تار و پود دار قالی جا گذاشته ام
۱۲سال بعد از تولدم در دامنه سهند بزرگ بعد از اینکه خرداد را با امتحان ساعت 10 به نیمه رساندم و گونی مدرسه را همراه کتابهایش همدم زباله های رودخانه همیشه خشک کندوان نمودم، دستهای پینه بسته مادرم را از شدت یونجه و نه ریحان چیدن و پاهای تاول زده پدرم را از عمق مزارع پیاز بر پهنه دروازه دخمه ای تاریک ومرطوب ، ساغر ایمانم و سایبان زنده بودنم انگاشتم و بر نتافانتم. دستهای کوچک 12 ساله ام را توی دستهای بزرگ 60 ساله پدرم گذاشتم و بلافاصله "تویست " شدم .
ادامه مطلب
همه کامنت های یک "سید" سینه چاک احمدی نژاد
ادامه مطلب
حسین قصه ما آزاد شد
دریغ! الان کسی را ندارم تا این بار شماره حسین را از او بگیرم،
زنگ بزنم و آزادی اش را تبریک بگویم.
اولوس، نشریه دانشجویان ترک دانشگاه تهران است به مدیر مسوولی حسین حیدری. همان حسین حیدری که چهارشنبه ۲۰ شهریور همراه ۲۰ نفر دیگر سر سفره افطار بر سر دفاع از هویت خود دستگیر شد. حسین قصه ما دیروز ۱۷ مهر بعد از ۴ هفته میهمانی در اوین آزاد شد. آزادی اش را صمیمانه تبریک می گویم.
ادامه مطلب
روز جهانی کودک بایکوت شد
امروز چند نفر از کودک نوشتند و روز جهانی او را تبریک گفتند؟
چرا در برابر کودکان خفه می شوید؟
از احمدی نژادی ها می ترسید یا از سعید امامی ها؟
از سردبیر می ترسید یا از ممیزی صفارهرندی؟
از حسین شریعتمداری می ترسید یا از عالیجنابان سرخ پوش؟
وضعیت حقوق بشر در ایران در فجیع ترین وضع ممکن قرار دارد. انسان در ایران امروز در مرز نابودی کامل قرار داد. ایران جنگل وحشتناک و تاریک پر از خطر شده است تنها کسانی می توانند بقا داشته باشند که زور بیشتری دارند. زنان ضعیف هستند پس نابود می شوند، پیران ضعیف هستند پس نابود می شوند، بیماران ضعیف هستند پس نابود می شوند، فقیران ضعیف هستند پس نابود می شوند، معتادان ضعیف هستند پس نابود می شوند، معلولان ضعیف هستند پس نابود می شوند و ... و کودکان ضعیف هستند پس نابود می شوند.
ادامه مطلب
پایان گلشیفته، آغاز گلشیفته
کاش خویشتن داری می کرد
و همچنان آن شال لعنتی را بر سر نگه می داشت
اگر این عکسها واقعی باشند( که هستند ) باید عمر سینمایی گلشیفته فراهانی در داخل مرزهای ایران تمام شده تلقی گردد. دیگر تصویر زیبای این ستاره کم نظیر بر پرده سینماهای ایران الصاق نخواهد شد. این عکسها گلشیفته را در ایران نابود خواهد کرد. دیگر هیچ کارگردانی او را بازی نخواهد داد. ایران اسلامی هرگز گلشیفته را تحمل نخواهد کرد او به تاریخ سینمای ایران پیوست. او تمام شد.
ادامه مطلب
این بانوی آزاد
بانو هنوز خیلی جوان است.
.
بازخوانی مسیر حرکت مسیح از دهات شمال ایران تا دفاتر تحریریه بهترین روزنامه ها و خبرگزاریهای پایتخت، دلیل ستایش مسیح را روشن می کند. این بانوی زرنگ چابکی که الان در گرانترین شهر اروپا کتاب منتشر می کند در ویلاهای شیک شمال تهران بزرگ نشده و داداش مهندس، آبجی دکتر، مامان معلم و بابای حاج آقا پشت سر خود نداشته، او با تکیه بر دست های دخترانه خود راه دراز "شدن" را شروع کرده و بعد از "دویدن" ها و "پایکوبی" های فراوان در این جایگاه ایستاده است.
ادامه مطلب
این نقشه گربه ای شکل
تو بر کدامین ساز می رقصی
و ناز کدامین ارباب را می کشی
و بر شاخ کدامین کتابسوز تاریخ جدید ایستاده ای؟
پیمان عارفی اسکویی گفته است دانشجویان دانشگاه تبریز تجزیه طلب هستند. باید بگویم در مرام هیچ کدام از فعالین موثر آذربایجان "تجزیه طلبی" نیست. یکبار خود پیمان در یکی از خودشیرینی های خود چنین اظهار داشت: " من به عنوان کسی که تاریخ مشروطه را کامل خوانده ام قاظعانه می گویم پیشه وری هم تجزیه طلب نبوده است" آقای عارف عقل کل! اگر تو اعتقاد داری پیشه وری در آن دوران جدایی ممالک تجزیه طلب نبوده (که نبوده) پس چگونه ادعا می کنی دانشجویان آزادیخواه تبریز در فضایی اینچنین منزجر از تجزیه، جدایی طلب باشند؟ آقا! حواست هست؟ می دانی چه کسانی را به چه چیزی متهم می کنی؟ و چه کسانی را به چیزی تشویق می کنی؟
ادامه مطلب
لعنت بر جنگ، لعنت بر ایدئولوژی
برادر! تو رفته ای آزاد و استوار و پرافتخار
و من مانده ام اسیر و حقیر و فقیر و ضعیف و افتاده و برخاک!
تو جنگیدی، خونه خراب کردی و عاقبت خونه خرابت کردند. تو رفتی و من ماندم زیر آوار زلزله بزرگ ۸ ساله! ۲۰ سال است این آوار لحظه به لحظه بر سر من خالی می شود هر روز با کلنگ و بولدزر یک ناجی ناشی! ناجی که چه بگویم دروغگو، شیاد، سیاستمدار، دزد ... .
ادامه مطلب
گرفتارم!
دریغ از یک چای تلخ با یک موجود... .
پی نوشت: زندگی در شهر عجیب خسته ام می کند. این روزها روزی هزار بار بر سرم می کوبم کاش پا از روستا بیرون نمی گذاشتم ... .
ادامه مطلب
دعا کن
دعا کن که نتوانم
دیشب تا صبح سر کار بودم. ساعت ۴:۰۲ یک اس ام اس فرستادم به یکی. به سرم زده که متن این پیام کوتاه را بی هیچ حکمتی اینجا بگذارم:
ادامه مطلب




