1370 سال بعد؛ ضرورت افسون زدایی از عاشورا
این اکثریت ولو شده در خیابان ها اگر به اقلیت اندیشه ورز در حسینیه ارشاد متصل بشوند،
انسان ایرانی می تواند ادعای آبادی و توسعه داشته باشد.
عاشورا در ایران معاصر به رغم همه جنبه های منفی تربیتی و اجتماعی اش، یک بعد بسیار مثبت و قابل توجه دارد و آن تاثیر بی اندازه اش در غنای عرصه عمومی است. عرصه عمومی در ایران بسیار ضعیف است. ایرانیان غیر از دوران دانشگاه ( دوره کارشناسی ) همدیگر را نمی بینند. ارتباط ایرانی ها با هم تنها و تنها در نهاد خانواده و محل کار خلاصه می شود. به دلیل فضای کاملا ناامن اداری ارتباطات کاری میکانیکی و نه ارگانیکی است. ایرانی امروز از نبود روابط ارگانیکی رنج می برد.
ادامه مطلب
فرار از سیاست
سیاست گریزان پاکی که افتخار عمرشان نیالودگی آنان به سیاست است، بدانند که
برای ساختن وطن باید این جام تلخ زهر را سرکشند و از این جاده مخوف بگذرند.
هنر نه در گریز، که در عبور موفقیت آمیز از گردنه هاست.
کاخ بلورین سیاست تنها با خشت اخلاق و به دست سیاست ورزان دوراندیش بنا خواهد شد. هر خشت دیگر و هر معمار غیر، شیب تند انحطاط ایرانیان را تندتر می کند. ایرانیان اگر بدون دوباره اندیشی و دوراندیشی همچون گذشته به سیاست بپردازند هرگز ویرانه خود را نتوانند ساخت. گذاشتن و گذشتن از عرصه سیاست بهتر از حضور ضعیف و بی برنامه در آن است.
ادامه مطلب
من یار مهربانم، تو یار بی مرامی
کتاب مرا نابود کرده است.
کاش نمی خواندم و نمی فهمیدم و این همه محنت را بر جان عزیزم تحمیل نمی کردم
کتاب مرا نابود کرده است. کاش نمی خواندم و نمی فهمیدم و این همه رنج را بر جان عزیزم تحمیل نمی کردم. کاش نمی خواندم دین را نمی فهمیدم متون را نمی شناختم تاریخ را نمی دانستم و در جهل خود در بستر جاهلانه جامعه آرام می غنودم. کاش هرگز نمی توانستم جواب چراهایم را بیابم. کاش به جای مطاله، می خوردم. ورزش می کردم. بازی می کردم. دختربازی می کردم و ... و زندگی می کردم.
پی نوشت: به مناسبت روز جهانی کتاب(23 آوریل)
ادامه مطلب
نگریستن در چشمان محمد
به جنگ می روید خسته از آن برگردید
به دعا می نشینید و در آن به خواب می روید
به تجارت مشغول می شوید در آن غرق می شوید
به هرچه مشغول می شوید ایمان از شما رخت می بندد
آن کس که کلمه را مقدس می کند، تلاش دارد تا صاحب کلمات را مقدس نماید اما آنچنان که خود کرده است خویشتن را از خود خالی کرده و به ناحق بر سر این خواهد جنگید که آیا استعاره ای در کار است؟ آیا پیامی نامکشوف هنوز وجود دارد؟ و آیا زمان فرارسیدن در همین اکنون جاری است؟
ادامه مطلب
عاشورا؛ تراژدی سیال تاریخ
این مثلث اهورایی « حسین، عاشورا، کربلا » نیست
که قلب تپنده هستی است
بلکه این تثلیث شیطانی « شرک، جهل، وحشیت» است
که ننگ هر قوم و تمدنی است
محرم که می آید سرتاسر زندگی را سیاه می کنیم. سعی می کنیم سیاهی بر همه وجودمان رسوخ کند هر چه سیاهتر بهتر. این سیاهی در روز دهم به اوج خود می رسد. شهرها در سیاهی مطلقی فرو می روند. انگار اینجا ایران نیست انگار اینجا مملکت قزلباشان و سرخ جامگان نیست انگار اینجا سرزمین آتشکده های سرخ و مناره های زرد نیست. سیاهی را فردای عاشورا از بین نمی بریم. چهل روز سیاه پوش هستیم. بعد از اربعین باز هم سیاه جامه ایم چون سفر در پیش است. صفر تمام می شود امام سیاهی و عزا هنوز در زندگی ما جاری است. ایام فاطمیه نزدیک است و دهه دیگری از سیاهی... .
ادامه مطلب
اختاپوس خشونت
از دهانشان شعله هاي خشم بيرون مي زند
شارلاتان هاي جهان خون مي نوشند و نفت استفراغ مي كنند
جهان در جهنم خشونت مي سوزد اين عبارت براي انسان هاي آزرده از هزاره هاي جنگ، ستم و برده داري آزارهنده است. آنان هزاره سوم را هزاره آزادي و اخلاق، صلح و دوستي و آرامش و رفاه مي خواهند اما اين خوانش و آرزو تنها يك رويا و خوش خيالي است. واقعيت آنست كه اختاپوس خشونت چنبره شيطاني خود را چنان بر چهره جهان افكنده است كه رهايي از آن با همت هاي كوتاه و خوانش هاي كم مقدار آزاديخواهان و صلح جويان محال است رهايي را تلاشي نو و طرحي ديگر بايد.
ادامه مطلب
خدا و خون
قرن هاست نام او بر شمشیرهای خشونت حک می شود
جنگ ها به نام نامی او آغاز می شود
مجاهدان در راه او کشته می شوند
سربازان به امر او آدم می کشند
او هست و دیگر هیچ
تاریخ خاورمیانه را با خون نوشته اند با خون خداباوران. زمین در این نقطه از خاک هماره سرخ بوده است مردان همه تاریخ را نگران فردای سرزمینشان هستند و زنان داغدار مرگ فرزندانشان. انگار اینجا را با اشک و آه سرشته اند. قرن هاست دست و پای اهالی این کنج خیال انگیز قطع می شود روزی با مین روزی با تیغ. خون و فتنه انگار اینجا پایان ندارد هر بار یکی می تازد و مردمی را زیر سم اسبان خود له می کند.
ادامه مطلب
روشنفکر ، کنشگر فعال عرصه سياست
روشنفکر فقيه نيست او هرگز فتوا نمی دهد
متون روشنفکري با الفباي مردم نگاشته می شود
همان الفبايي که مکتب نرفتگان نيز بدان مي انديشند و مي نويسند
سياست بستر کار روشنفکري است و گهواره روشنفکران. واژه روشنفکر تنها با کنش سياسي هويت مي يابد الفباي روشنفکري را با جوهر سياست نگاشته اند روشنفکر غير سياسي غير قابل تصور است هنرمندان معروف، پروفسورهاي آکادميک و دانشمندان دايره المعارف نويس روشنفکر محسوب نمي شوند چون رفتار سياسي ندارند.
ادامه مطلب




