بشكه هاي خون _ قطره های نفت
" براساس گزارش ساليانه انستيتو بينالمللي تحقيقات براي صلح در استكهلم ، هزينههاي نظامي جهان در سال 2005 به سطح 1118 ميليارد دلار رسيد كه يك ركورد جديد محسوب ميشود. نيمي از هزينههاي نظامي جهان در سال 2005 مربوط به ايالات متحده ميشود. " جام جم ( یکشنبه 12 شهریور 1385 )
دوستی نوشته بود از کریس دی برگ :
" چه وقت به اين حقيقت ساده ميرسيم ؟
كه جنگ، تنها سزاوار لعنت است.
جان يك كودك از جنگل مهمتر است.
جان يك كودك از مرز مهمتر است.
جان يك كودك از آيين مهمتر است.
جان يك كودك، تنها تپش قلبي از ابديت است. "
جهان در سال گذشته ۱۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰،۰۰۰تومان (۱۱۱۸میلیارد دلار) برای کشتن انسانها هزینه کرد.
"یک ، جلوش بی نهایت صفرها" یادتان هست؟
از شریعتی آموخته بودم که جلوی یک بی نهایت صفر بگذارم تا برسم به خدا.
و نمی دانستم پانزدهمین صفر را که بگذارم می رسم به شیطان .
شیطانی که بشکه ها را از خون کودکان پر می کند.
چرا؟
این خبر وجدان انسان را منجمد می کند وقتی در کنارش خبر دیگری بگذاریم :
هر ثانیه یک نفر بر اثر گرسنگی جان می دهد.
چرا چنین است ؟
حداکثر هزینه ماهیانه من سی هزار تومان می باشد
امیدوارم اندازه نفرت وکینه مرا از این خبر بسنجید.
همین الان که شما این نوشته را می خوانید ۸۵۰ میلیون نفر از گرسنگی مفرط هلاک می شوند و سیاستمداران جهان هزار و صد و هیجده میلیارد دلار صرف توپ و تانک و اسلحه و اتم می کنند.
برای من که زیر خط فقر زندگی می کنم
برای من که سوء تغذیه چشم هایم و ... را از بین برده است
باری من که فقر همه سرمایه یم را ربوده است
برای من که همه آرزو هایم ( نه آرزوهای آسمان که نیتزهای اولیه ام هستند )
برای من که...
فرق نمی کند این پول با چه بهانه ای و با چه شعاری خرج شده است و چه کسی خرج کرده است.
من از همه آنها کینه دارم
من همانقدر از بوش متنفرم که از بن لادن!
من حالم به هم می خورد وقتی شعار " مبارزه با تروریسم " را می شنوم .
من می ترسم وقتی القاعده آیه جهاد می خواند.
من از همه آنها متنفرم
به راستی این رقم نجومی از کجا تأمین می شود ؟
جوابش را من می دانید، می دانم :
از حراج قطره های نفت خاورمیانه !
از فروش بشکه های خون مردم پایین دست!
چه کسانی می جنگند؟
سرمایه داران و رهبران
صاحبان سرمایه و ایده یولوژی
بن لادن و جرج بوش
نه آنها که نمی جنگند
من می جنگم.
من می میرم.
من چلاق می شوم.
من بهشت می روم.
نه !
آنها بهشت می روند
آنها خوبانند.
من زخمی ام .
نمازم را قضا کرد ه ام.
روزه ام را خورده ام.
جرج بوش مومن است هر یکشنبه کلیسا می رود.
شارون مومن است هر شنبه کنیسه می رود.
بن لادن مومن است هر جمعه مسجد می رود.
اولمرت مومن است هر پنجشنبه عبادت می کند.
ومن؟
من جهنم می روم چون همیشه می کشم .
می کشم تا آنها زنده بمانند.
می کشم تا آنها کلیسا بروند.
می کشم تا آنها بهشت بروند.
می کشم تا آنها دموکراسی ، آزادی ، عدالت ، پاکی و معنویت را در جهان نهادینه کنند.
چرا می جنگند؟
برای حفظ من ؟ نه نه نه
برای حفظ خود و آیات و اشعار خود.
برای حفظ نظام خود.
برای پایدار ماندن ایده ئولوژی خود.
من چرا می جنگم ؟
نمی دانم!!!
.می جنگم تا زنده بمانم
می جنگم تا نفس بکشم.
می جنگم تا تأیید شوم.
می جنگم تا تعمید شوم.
آنها از کجا آمده اند؟
از آسمان
از بهشت
از قله قاف
از حرا
نه
آنها از عمق تزویر آمده اند
ازصندوق های رای
از محله اعتماد
از عمق کاریزما خواهی!
جنگ فرزند نفهمی و بیسوادی یک ملت است.
. من اگر بفهمم هرگز به اسلحه و شمشیر راي نمي دهم
اگر بفهمم هرگز فریب نمی خورم.
اگر بفهمم هرگز فریب نمی دهم.
اگر بفهمم هرگز نمی جنگم.
هرگز نمی کشم
و
هرگز كشته نمي شوم.
جنگ بین کسانی که می جنگند اما همدیگر را نمی شناسند
و کسانی که نمی جنگند اما همدیگر را می شناسند
