پایان گلشیفته، آغاز گلشیفته
کاش خویشتن داری می کرد
و همچنان آن شال لعنتی را بر سر نگه می داشت
.
اگر این عکسها واقعی باشند( که هستند ) باید عمر سینمایی گلشیفته فراهانی در داخل مرزهای ایران تمام شده تلقی گردد. دیگر تصویر زیبای این ستاره کم نظیر بر پرده سینماهای ایران الصاق نخواهد شد. این عکسها گلشیفته را در ایران نابود خواهد کرد. دیگر هیچ کارگردانی او را بازی نخواهد داد. ایران اسلامی هرگز گلشیفته را تحمل نخواهد کرد او به تاریخ سینمای ایران پیوست. او تمام شد.
این شال لعنتی در ایران یک تابوی مسخره است که تمام فقه و دین و هنر و علم را به بازی گرفته است. اجبار حجاب اگر چه از سوی بسیاری از مجتهدین و فقهای طراز اول از امام خمینی تا منتظری و طالقانی و کدیور مورد تردید قرار گرفته اما ۳۰ سال است با قدرت تمام بر بانوان ایرانی تحمیل می شود. دختران در دانشگاه و خیابان و محل کار همواره به خاطر موهای عریانشان مورد عتاب واقع می شوند. در این میان زنان شاغل در عرصه عمومی مانند سینما، موسیقی، رسانه و ... بیشتر مورد نوازش (!) شریعتمداران از خدا بی خبر قرار می گیرند. چند تار موی بیرون زده یک بانوی خبرنگار و هنرمند فلک را به لرزه در می آورد و پاسداران ارزشها بی توجه به اعتبار هنری و رسانه ای و علمی ضربدر قرمز بر نام او می کشند. این تصاویر گلشیفته را در بلک لیست جمهوری اسلامی قرار داد. گلشیفته تمام شد.
و گلشیفته آغاز شد. او اگر چه بر پرده سینماهای ایران نخواهد نشست، اگر چه دیگر هنرنمایی او دلهای مضظربمان را ارام نخواهد کرد، اگر چه او رنج بی پایان "مادر" را برای ما به تصویر نخواهد کشید، اگر چه دیگر بازی بی مانند او چشمهای ایرانیان را خیره نخواهد کرد، اگر چه ...؛ اما او جهان را تسخیر خواهد کرد. گلشیفته بر پرده سینماهای جهان خواهد نشست. خانه اش، ایران، برای او تنگ است هنرنمایی های گلشیفته شایسته عرصه ای به پهنای هالیوود است. چشمهای تنگ اهالی ایران و رفتارهای نادرست مسوولان هنری، نبوغ گلشیفته را بر نمی تابید. او با "مجموعه دروغ ها " آغاز می شود. این آغاز زیبا بر او مبارک!
افسوس! گلشیفته دیگر رنج ایرانیان را تصویر نخواهد کرد رنج بانوان ایران را! او به تازگی گفته بود برای خدمت به مردم موسیقی را کنار نهاده و سینما را گزیده است. اما دریغ که فرصتی بسیار اندک برای این خدمت بزرگ داشت. کاش خویشتن داری می کرد و همچنان آن شال لعنتی را بر سر نگه می داشت. کاش همچنان گلشیفته سینمای ایران می ماند.
او به یقین در هالیوود خواهد درخشید و جهانیان را به تحسین واخواهد داشت. گلشیفته اگرچه به سرنوشت هنرمندان تبعیدی دچار نخواهد شد هنرمندانی که اکثرا با خروج از ایران گمگشته و نابود شدند، اما دیگر گلشیفته ایرانی هم نخواهد بود. او شاید بتواند موفق تر از شهره آغداشلو باشد اما همچون بازیگر فیلم موفق " خانه ای در شن و مه " فاصله بسیار غریبانه ای با ایران خواهد داشت. ایرانیان هنوز مرزهای جغرافیایی فرهنگ را نشکسته اند.
گلشیفته دو انتخاب بیشتر ندارد : حضور در هالیوود و بازی در کنار چهره های سرآمد سینمای جهان و پا نهادن به قله های والای موفقیت و ماندن در ایران و همکاری با کارگردان های ایرانی و دسته پنجه نرم کردن با مشکلات ریز و درشت سینمای ایران. طبیعی است که هر کسی در جایگاه گلشیفته، هالیوود را بر ایران ترجیح می دهد. او حق دارد از این لجن زار برود و خود را به قاف برساند اما طرفداران بسیارش در ایران چی؟ آنانکه برای دیدن فیلمهای او سر و دست می شکنند، آنانکه بازتاب زندگی خود را در صدا و تصویر او می یابند آنانکه او را جزیی از زندگی و تنهایی خود می دانند، چی؟
نخبگان ایرانی وقتی از کشور خارج می شوند عموما الینه شده و در غرب ماشینی شده، تعدیل می شوند و از التهاب بی مانندشان کاسته می شود. دیگر از آنهمه تلاش و در پی آن جنجال خبری نیست. انگاری غرب فتیله آنان را پایین می کشد. این مساله در مورد کسانی که به تازگی از ایران خارجی می شوند بیشتر صدق می کند اکبر گنجی نمونه این مدعاست. امیدوارم گلشیفته چنین نشود.




